برای کمک به من روی اين لينک کليک کنيد. الان می گم چرا:

چند وقت پيش يکی از دوستانم لينک يک مسابقه انشا برايم فرستاد که موضوع آن «اخلاقی بودن درآمد» بود. من معمولاً از اين مسابقه ها که می بينم با وجود اينکه دوست دارم شرکت کنم زياد به آن اهميت نمی دهم چون يا وقتش را ندارم يا جايزه اش زياد جذاب نيست يا درباره موضوعش چيزی برای نوشتن به ذهنم نمی رسد. امّا اين دفعه ديدم که جايزه اش بيست هزار دلار است و يک ايده هایی دارم پس يک وقتی برايش گذاشتم و انشايی نوشتم. حالا مسئولين مسابقه از شرکت کنندگان دعوت کرده اند تا يک قطعه حدود 250 کلمه ای از انشا هايمان را در سايت مسابقه قرار دهيم و صفحه آن را در اينترنت تبليغ کنيم. کسانی که لينکشان بازديدکننده بيشتری داشته باشد شانس بيشتری برای برنده شدن دارند. برای همين من هم گفتم شايد بتوانم از شما خوانندگان عزيز وبلاگم کمک بگيرم!

راستش ديدم اينکه بخواهم راجع به اخلاقيات حرف بزنم شايد کسل کننده باشد، برای همين برای اينکه انشا هيجانش بيشتر شود آن را برعکس کردم و يک راهنما نوشتم برای کسانی که می خواهند درآمد غيراخلاقی داشته باشند و قسر دربروند! البته انشا بايد به 5000 کلمه محدود می شد بنابراين نتوانستم کامل توضيح بدهم ولی خب يک چيزهای جالبی نوشتم. برای مثال يک قسمت از آن را در زير ترجمه می کنم:

حالا فرض کنيم که موفق شده ايد که از انسان های آسيب پذير سوء استفاده کنيد. ممکن است به مرور زمان اتهام بی مسئوليتی از جانب عموم مردم، خبرنگاران، موسسات غيردولتی، و… متوجه شما شود. خوشبختانه راه های هوشمندانه و بسياری برای مقابله با اين تهمت ها وجود دارد تا بتوانيد گناهکار شناخته نشويد يا پاسخگو نباشيد….

اولاً که می توانيد ادعا کنيد که هر ضرر و زيانی که روی داده، اتفاقی بوده و به صورت تصادفی رخ داده است. اگر نمی توانسته تصادفی باشد می توانيد استدلال کنيد که غير عمدی و بدون برنامه ريزی بوده است. می توانيد ادعا کنيد که نمی دانستيد که عملتان موجب آن عواقب می شود يا اينکه اصلاً نمی توانستيد بدانيد. حتی می توانيد استدلال کنيد که فکر می کرديد عوقب مثبتی داشته باشد به جای عواقب منفی و پيش بينی غير از اين بسيار دشوار بوده است. اگر از عواقب آن با خبر هم بوديد می توانيد ادعا کنيد که نمی توانستيد جلوی آن را بگيريد يا هيچ چاره ديگری نداشتيد يا حداقل نمی خواستيد که آن طور بشود. می توانيد استدلال کنيد که بين بد و بدتر، بد را انتخاب کرديد و اگر کار ديگری می کرديد حتی از اين هم بدتر می شد. آخر می توانيد بگوييد اتفاقی که افتاد به هر حال می افتاد حتی اگر شما آن کار را نکرده بوديد.

می توانيد استدلال کنيد که کل سيستم مشکل دارد و نبايد همه چيز سر شما خالی شود. می توان بحث کرد که عاقبت بدی که پيش آمده حاصل زنجيره ای از عوامل بوده که شما يا سازمان شما نقش قابل اقماضی در آن داشته و حتی در آن هم ابهام وجود دارد. تمام عوامل ديگر آن زنجيره نيز احتمالاً می توانند ادعای مشابهی بکنند و در نتيجه مسئوليت نهایی پخش و خورد می شود و کسی مجرم شناخته نمی شود. همه قبول دارند که «همه ما مقصريم» ولی در عمل هيچکس پاسخگو نيست….

متن کامل را فکر کنم به دليل کپی رايت فعلاً نمی توانم منتشر کنم. متن انگليسی که قطعه بالا را از روی آن ترجمه کرده ام اينجا ببينيد. خب حالا که راجع به انشای من حرف زديم، راجع به انشای شما هم حرف بزنيم! از اين گونه مسابقه های انشا خيلی زياد اين ور و آن ور هست و خيلی از آنها هم جهانی است و ايرانی ها از داخل ايران هم می توانند در آنها شرکت کنند. تعجب می کنم که چرا ايرانی ها بيشتر در اين گونه مسابقه ها شرکت نمی کنند. چند دليل ممکن به ذهنم می رسد:

مهمترين دليل: بيشتر مردم از وجود چنين مسابقاتی آگاه نيستند يا نمی دانند که ايرانی ها هم می توانند در آنها شرکت کنند. جواب خودم: ولی اگر تحقيق کنند می بييند که هست! من هم اين مطلب را نوشتم که بيشتر آگاهی ايجاد کنم.

دليل دوّم: به دليل اينکه روی مهارت و هنر نويسندگی در مدارس ايران کم تأکيد می شود بسياری از مردم زياد علاقه ای به نوشتن ندارند. جواب خودم: ممکن است بعضی ها اينطور باشند ولی در کل در ايران خيلی ها هم دوست دارند بنويسند و هم هنرش را دارند. نشانه اش وبلاگستان فعال و پر نويسنده ای است که داريم.

دليل سوّم: ايرانی ها توانایی نوشتن به انگليسی کافی در خود نمی بينند تا در اين مسابقات شرکت کنند. جواب خودم: البته هستند کسانی که انگليسی هم خوب بنويسند ولی حتی برای کسانی که انگليسی شان ضعيف تر است هم هنوز امکان شرکت وجود دارد. خيلی وقت ها ديده ام کسانی در اين گونه مسابقات برنده شده اند که متن انشای آنها اشکالات انگليسی داشته اما از آنجا که مطلب آنها ناب، خلاق، پر عاطفه، و پر مايه بوده باز هم برنده شده.

خب نظر شما چيست؟ چرا در ايران مردم کمتر در مسابقات جهانی انشا نويسی شرکت می کنند؟ يک جستجو با کليدواژه «Essay Contest» انجام بديد و ببينيد آيا مسابقه ای پيدا می کنيد که برايتان جالب باشد و فکر کنيد می توانيد در آن شرکت کنيد؟ همين نهادی که من در مسابقه آن شرکت کردم موضوع مسابقه انشای بعدی اش «ايمان و توسعه» است و از همگان دعوت کرده که درباره تلاش های کسب و کاری خود برای غلبه بر فقر بنويسند که بر پايه ايمان يا الهام گرفته از ايمان يا به نحوی مرتبط با آن باشند. و در آخر هم اگر يادتان رفته سری به اين لينک بزنيد!