خب الان حدود ۳ هفته است که در کانادا هستم و مطالب زیادی به نظرم آمده که می توانم در وبلاگ بنویسم. چند نکته جالب که خیلی زود نظرم را جلب کرد:

– کانادا سوپ آدم است. همه جور آدم جورواجور از همه جای جهان اینجا هستند. به خصوص شهر تورنتو که از متوسط کانادا هم تنوعش بیشتر است. در این چند روزی که اینجا بوده ام با آدم هایی از لیبی، فیجی، چین، ترکیه، انگلستان، آمریکا، هند، پرتقال، سومالی، کنیا، پاکستان، افغانستان، و حتی خود کانادا(!) آشنا شده ام. و البته ایرانی هم اینجا زیاد هست. به سختی می توان گروهی آدم کنار یکدیگر پیدا کرد که همگی از یک نژاد باشند.

– خیابان ها خیلی منظم هستند. ماشین ها خیلی خیلی با احتیاط رانندگی می کنند و چنان به عابر پیاده احترام می گذارند که آدم معذب می شود! هر بار که پایم را از پیاده رو روی خط عابر پیاده می گذارم و می بینم همه ماشین ها به احترام من می ایستند نمی توانم جلوی لبخندم را بگیرم! برای جبران لطفشان من هم در جاهایی که چراغ راهنما دارد صبر می کنم تا چراغ عبور عابر روشن شود.

– مردم راحت لباس می پوشند. دیدن مردم در خیابان با شلوارک یا سایر لباس هایی که در ایران «خانگی» محسوب می شوند اصلا عجیب نیست. در زندگی روزمره کمتر از ما نگران ظاهر خود هستند.

– افراد چاق اینجا خیلی بیشتر هستند. همچنین افراد دچار معلولیت جسمی و نیز افراد دارای هویت جنسی غیر عادی. این افراد خیلی بیشتر در جامعه پذیرفته می شوند.

در پست های بعدی بیشتر درباره دانشکده ای که در آن هستم و کلاس های درسی و آموخنه هایم می نویسم.