در کتاب Through The Looking Glass كه ادامه ماجراهای آليس در سرزمین عجایب است لویس کرول از شوالیه ای می نویسد که با مسئله عبور از روی یک مانع مواجه است:

شواليه: خب من داشتم يك روش جديد برای عبور از روی دروازه اختراع می‌كردم. دوست داری برايت تعريف كنم؟

 

آليس: البته. خيلی زياد.

 

شواليه: بگذار برايت بگويم كه چگونه به فكرم رسيد. با خودم گفتم مشكل فقط به خاطر پاها است چرا كه سر خودش به اندازه كافی بالا هست. حالا اوّل سرم را می‌گذارم روی دروازه. آن وقت سرم به اندازه كافی بالا است. بعد می ايستم روی سرم و آن وقت پاهايم به اندازه كافی بالا است، متوجّه هستی؟ بعد هم رد می‌شوم. فهميدی؟

فهمیدید؟!

 

به نظر احمقانه می آید ولی جالب اینجا است که اگر دقت کنید ما انسان ها خیلی وقت ها از این استدلال های احمقانه می کنیم! به خصوص در زمینه مسائل کلان اقتصادی / اجتماعی!

 

اسمش را بگذارید کنایه به روش های حل مسئله نادرست، يا آموزش اهميت تفكر سيستمی یا هر چیز دیگری که دوست دارید. این یک گوشه از متن های زیبای لویس کرول است که من هنوز ترجمه کاملی از آنها به زبان فارسی ندیده ام (و واقعاْ هم ترجمه شان سخت و در بعضی موارد غیر ممکن است). یادداشتی کوتاه درباره نوشته های لویس کرول شامل چند قطعه ترجمه در «اینجا» نوشته ام.