یکی از زیبایی های نوشته های پیتر دراکر این است که او فقط متمرکز روی مسائل مدیریت و کسب و کار نیست و خیلی از مسائل مهم جامعه برایش جالب است. برای همین هنگام مطالعه دراکر چیزهای بسیار جالبی یاد می گیرم. از جمله مطلب امروز.

پس از انقلاب صنعتی در انگلیس مردم دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتند و با وجود اینکه جامعه در کل در حال توسعه بود، وضعیت رفاه و معیشت مردم تا سال ها وخیم بود. به همین دلیل اغلب زنان و مردان خانواده همگی برای کسب درآمد کار می کردند. پس از آن که آرام آرام وضع مردم بهتر شد، خيلی از خانواده ها توانستند فقط به درآمد یک نفر مرد خانه اتکا کنند. به تدریج اینکه زن ها کار نکنند تبدیل به یک نماد پول دار بودن و با کلاس بودن شد. بنابراین تا همین ۷۰-۸۰ سال پیش اگر از یک مرد انگلیسی می پرسیدید که «همسرتان شاغل هستند؟» به غرورش بر می خورد!


مدتی بود که بحث کنکور کارشناسی ارشد مدیریت در این وبلاگ کم شده بود. اما اخیرا با وجود اینکه اکنون وبلاگ های تخصصی برای این موضوع وجود دارد (قسمت پیوندها را ببینید) اما باز هم این وبلاگ یکی از فضاهای بحث در این مورد شده است. من در این بحث ها از دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران زیاد تعریف کردم و افراد را تشویق به آمدن به این رشته کردم و به عدم رعایت بی طرفی متهم شدم که تا حدی اتهام درستی است. خب چه کار کنم من در بطن ماجاراهای تأسیس این دانشکده هستم و به نظرم می آید جای جالبی خواهد شد.

نقشه ساختمانی که قرار است برای آن بسازند را دیدم و خیلی شیک بود. خوش به حال دوستانی که دو سه سال دیگر احتمالاْ تکمیل آن را شاهد خواهند بود. نام چند تن از اعضای هیأت علمی که قرار است این دانشکده داشته باشد و خیلی از آنها خودشان درخواست کردند که عضو هیأت علمی اینجا باشند را دیدم و باید بگویم که شامل چند تن از بزرگترین نام های ایران می شود. هم اکنون دانشکده مشغول فعالیت های زیادی است از جمله تجهیز کتابخانه که من مستقیماْ درگیر آن هستم.