در یک وبلاگ جالب در یاهو ۳۶۰ مطلبی دیدم درباره گزاره «خواستن توانستن است» (لینک) واقعاْ از خواستن تا توانستن چقدر را است؟

اگر دقت کرده باشید خیلی خیلی پیش می آید که وقتی با قهرمانان ورزشی و یا سایر انواع افراد موفق مصاحبه می کنند. جمله هایی شبیه به اینها زیاد می شنوید:

  • اگر واقعاْ تلاش کنی می توانی
  • کافیه ذهن خودت را حسابی متمرکز کنی تا بتوانی
  • اگر واقعاْ بخواهی می توانی
  • و…

خلاصه اینکه اگر X آنگاه می توانی…

امّا نكته مهم اين است كه منظور آنها از اين جملات اين است كه «من خودم X و توانستم، پس شما هم اگر X می توانید» اما آیا این نتیجه گیری درست است؟ آیا درست است که فرض کنیم آنچه یک بار برای ما اتفاق افتاده است همیشه برای همه اتفاق خواهد افتاد؟ انسان ها به طور معمول این اشتباه را می کنند…

در واقع انسان هایی که می گویند خواستن توانستن است معمولاْ آنهایی هستند که توانسته اند! چرا هیچ وقت نمی رویم با آنهایی مصاحبه کنیم که خیلی می خواسته اند یا خیلی تلاش کرده اند ولی نتوانستند؟

حالا در همین رابطه یک چیز خیلی جالب اینجا دربار تحقیقات علم کارآفرینی بنویسم! در تحقیقات کارآفرینی بسیار بسیار مرسوم است که با کارآفرینان موفق مصاحبه می کنند و آنها را حسابی مورد بررسی و موشکافی قرار می دهند تا بتوانند درک کنند که این افراد چگونه موفق شده اند. معمولاْ این محققین دنبال این هستند که ببینند فرد مورد نظر چه ویژگی هایی داشته است که باعث موفقیت او شده اند. در ایران هم کارهایی در این زمینه ها می شود. دکتر احمدپور داریانی، كه از اساتيد خوب ما هستند، با کارآفرینان زیادی مصاحبه کرده اند.

امّا از سال ۱۹۹۲ تا كنون شخصی به اسم Paul Reynolds بر اين روش تحقيق ايراداتي وارد كرده است. به طور خلاصه او می گوید که اولاْ زیاد مهم نیست که فرد کارآفرین چه ویژگی هایی دارد، باید بررسی کرد که فرایند کارافرینی چگونه و در چه شرایطی طی شده است. دوّماً كه چرا فقط كارآفرينان موفق را بررسی کنیم؟ این کار مثل این می ماند که برای بررسی احتمال موفقیت در یک بازی شانس، نمونه آماری خود را فقط از ميان برنده ها انتخاب كنيم و نتيجه بگيريم كه احتمال موفقيت ۱۰۰٪ است!!

روش تحقیق جدیدی که آقای Reynolds پیشنهاد می کند به عنوان Nascent Entrepreneurship معروف شده است و تآکید دارد که یک نمونه از کارآفرینانی که تازه کار خود را شروع کرده اند و معلوم نیست موفق بشوند یا نه را بررسی کنیم. در این بررسی به فرآیند کارآفرینی بیشتر توجه داشته باشیم و بررسی را چند بار تکرار کنیم تا ببینیم در هر تکرار وضعیت کارآفرین چقدر تغییر کرده است. شاید یکی که خیلی خوب پیش می رفت دفعه بعد که بررسی کردیم شکیت خورده باشد. در ضمن شکست خورده ها را فراموش نکنید!

خواستن همیشه توانستن نیست امّا اگر از آنهایی که می خواستند و نتوانستند درس بگیریم شاید بهتر بتوانیم.

در همین رابطه درباره موضوع به اشتراک گذاری دانش شکست خوردن در وبلاگ مدیریت دانش هم مطلب جالبی نوشته ام (لینک).