من هميشه جزو منتقدين نظام دانشگاهي ايران و نيز جزومنتقدين خيلي از جنبه هاي دانشكده مديريت دانشگاه تهران (به خصوص مديريتش!) بوده ام و هستم. امّا در اين نوشته مي خواهم كمي تعريف كنم. درست است كه اين مدّت خيلي اذيت شديم (به خصوص از طرف آموزش و تحصبلات تكميلي) و درس ها و استادها هم بي نقص نبودند امّا يك جنبه از گروه كارآفريني دانشگاه تهران را خيلي دوست دارم و مي خواهم درباره اش اينجا بنويسم. آن هم فضاي حاكم بر اين گروه است.

فضا پر از هيجان است. تغييرات بزرگي در راه است. قرار است دانشكده كارآفريني تأسيس شود. قرار است كلينيك كارآفريني تأسيس شود. كارآفريني موضوع داغ كشور است و همه جا به آن توجّه مي شود. كارآفريني رشته جديدي است و جزو اوّلين ها بودن خيلي هيجان انگيز است. بازار كار فوق العاده به نظر مي رسد و بچّه ها مدام با پيشنهاد هاي كاري مواجه مي شوند. در دانشكده مديريت دانشگاه تهران تقريباً با تمام بزرگان علم كارآفريني كشور مي توان ارتباط برقرار كرد. مي شود سر كلاس هايشان نشست و با آنها كار علمي انجام داد و جا براي كار علمي هم زياد است. چند تن از اساتيد هم كارهاي پروژه اي انجام مي دهند و دانشجويان علاقه مند به راحتي مي توانند در اين پروژه ها همكاري كنند. بله دوستان دانشجوي كارآفريني دانشگاه تهران بودن در اين دوران بسي هيجان انگيز است!

فضا پر از خلاقيت و ايده پوروري است. بچّه هاي كارآفريني مدام در حال ايده پردازي و شنيدن و بررسي كردن ايده هاي ديگران هستند. ايده ايده ايده همه‌اش ايده! همين موضوع باعث مي شود تا در تشخيص ايده هاي ضعيف يا متوسط از ايده هاي خوب مهارت زيادي پيدا كنيم. باعث مي شود در فرآيند پختن و فيلتر كردن ايده ها مهارت پيدا كنيم. براي بسياري از درس ها لازم است چند تا ايده مطرح كنيم. علاوه بر اين بچّه ها خودشان مدام در حال فكر كردن براي ايده هاي مختلف هستند. ضمن اينكه ايده هاي ديگران هم زياد به گوشمان مي رسد. بعضي ها بهترين ايده هايشان را يواشكي پيش خودشان نگه مي دارند و فقط به يكي دو نفر معتمد مي گويند. خيلي از بچه ها براي نشان دادن برتري خود در خلاقيت در ايده پردازي با يكديگر رقابت مي كنند. ديگر همه چيز را با چشم فرصت يابي براي كارآفريني نگاه مي كنيم. يك نكته جالب اين است كه تعداد زيادي از بچّه ها از رشته هاي ليسانس متنوّع و غير مرتبطي آمده اند مانند زبان، شيمي، مكانيك، صنايع،‌ هوا و فضا، فرش، فيزيك، نرم‌افزار و… آمده اند و ايده هاي بسيار متفاوتي كه مطرح مي كنند بسيار جالب است و كمك مي كند تا همه گسترده تر فكر كنيم و ذهنمان باز شود. با وجود اينكه بازار كار بسيار خوب است فكر مي كنم بچّه ها تا آخر فارغ‌التحصيلي اصلاً نگران پيدا كردن كار نباشند چون تا آن زمان حداقل يك دو جين ايده هاي عالي براي راه‌اندازي كسب و كار در سر دارند و كلّي مهارت و دانش درباره چگونگي ايجاد يك كسب و كار پيدا كرده اند.

خب همانطور كه گفتم من منتقدم! امّا اين فضاي حاكم بر گروه كارآفريني را دوست دارم و به نظرم از فضاي مرده حاكم بر بسياري از گروه هاي آموزشي كشور بهتر است. در مجموع خوشحالم كه اينجا قبول شدم و ديگران را هم تشويق مي كنم كه بيايند.