خيلي وقت ها جوان هايي را ميبينم كه تازه مي خواهند وارد بازار كار شوند و فكر و خيال هاي جالبي درباره آينده دارند. مثلاً اكثر آنها برنامه دارند كه تا چند سال ديگر بسيار پولدار شوند! يا اينكه يك ايده به نظر خودشان نوآورانه دارند كه فكر مي كنند با آن دنيا را تكان خواهند داد! امّا وقتي عملاً وارد كار مي شوند مي بينند كه گويا به اين راحتي ها نيست!

در يكي از شماره هاي سال 1997 مجله Harward Business Review پرفسور William A. Sahlman مقاله اي نوشته تحت عنوان How to Write a Great Business Plan يا چگونه يك برنامه كسب و كار عالي بنويسيم. بگذريم از اينكه خيلي ها قبل از اينكه كسب و كار خود را آغاز كنند اصلاً همچين برنامه اي نمي نويسند! ولي براي آنهايي كه مي نويسند اين مقاله خوبي است. در قسمتي از مقاله مطلب جالبي آمده درباره اينكه جملات موجود در برنامه كسب و كار افراد خام را چگونه بايد تعبير كرد. خواندن اين مطلب بسيار برايم لذّت بخش بود و تصميم گرفتم آن را ترجمه كنم و در اينجا بنويسم:

جمله:
ما با احتياط پيشبيني مي كنيم كه…
منظور:
ما كتابي خوانديم كه در آن نوشته بود بايد در عرض 5 سال ارزش شركت به 50 ميليو دلار برسد و از همان اعداد استفاده كرديم.

جمله:
با بهترين حدسي كه مي توانستيم بزنيم تقسيم بر 2 كرديم.
منظور:
اشتباهاً تقسيم بر 0.5 كرديم.

جمله:
ما يك بازه اطمينان 10% براورد مي كنيم.
منظور:
ما هيچ كدام از اعداد موجود در قالب آماده اي كه از اينترنت گرفتيم را تغيير نداديم.

جمله:
پروژه 98% تمام است.
منظور:
2 درصد باقيمانده با اندازه 98 درصد اوليه طول مي كشد و دو برابر آن هزينه دارد.

جمله:
مدل كسب و كار ما امتحان خود را پس داده است.
منظور:
ما بهترين نتايج را از بين نتايج قبلي انتخاب كرديم و به بقيه موارد تعميم داديم.

جمله:
ما 6 ماه از رقبا جلوتر هستيم.
منظور:
ما سعي كرديم نفهميم چند شركت ديگر 6 ماه جلوترند.

جمله:
ما فقط 10% سهم بازار لازم داريم.
منظور:
50 شركت رقيب هم همينطور.

جمله:
مشتريان از محصول ما بسيار استقبال كرده اند.
منظور:
هنوز از آنها پولي نگرفته ايم چون فاميل هستند.

جمله:
ما كمترين هزينه را براي توليد محصول داشته ايم.
منظور:
ما هنوز چيزي توليد نكرده ايم ولي مطمئن هستيم كه مي توانيم.

جمله:
ما رقيب خاصي نداريم.
منظور:
فقط شركت هاي IBM, Microsoft, Sun, Amazon و گوگل براي ورود به اين بازار برنامه دارند.

جمله:
تيم مديريتي ما تجربه بسيار بالايي دارد.
منظور:
تجربه در مصرف محصول.

جمله:
يك گروه از سرمايه داران ويژه طرح ما را در دست بررسي دارند.
منظور:
ما يك كپي براي همه سرمايه داراني كه مي شناختيم ايميل زديم.

جمله:
ما به دنبال يك سرمايه گذار هستيم كه به دنبال ارزش افزوده باشد.
منظور:
ما به دنبال يك سرمايه گذار هستيم كه پولش را راحت به ما بدهد و زياد كاري به كارمان نداشته باشد.

جمله:
اگر در طرح ما سرمايه گذاري كنيد 68% نرخ بازگشت سرمايه عايدي شما خواهد بود.
منظور:
اگر هر اتّفاقي كه امكان داشته باشد به نفع ما رخ دهد، واقعاً به نفع ما رخ دهد، ممكن است بتوانيد پولتان را پس بگيريد!