برايم جالب است كه چقدر تعداد سمينار ها، كنفرانس ها و ديگر گردهمايي هاي از اين قبيل در كشور ما زياد است. چه چيزي از اين برنامه ها به دست مي آوريم؟

در يك كتاب مربوط به زمينه تحقيقات فعلي ام يعني تصميم گيري جمله اي شبيه به اين خواندم:

از لحاظ تاريخي نقطه اي كه معمولاً به عنوان سرآغاز پديدار شدن رشته علمي «تصميم گيري چند معياره» از آن ياد مي شود كنفرانسي است كه در سال 1972 به كوشش Cochrane و Zeleny ‌برگزار شد.

آخرين باري كه يكي از اين كنفرانس هاي ما در ايران باعث به وجود آمدن يك رشته علمي جديد شد كي بود؟!

گاهي آنقدر احساس مي كنم كه بعضي از كنفرانس ها و سمينارهايي كه برگزار مي شود بيخود و اتلاف وقت است كه با خودم مي گويم Fred Allen چقدر بعضي از اين گردهمايي ها را خوب توصيف كرده است:

در يك كنفرانس آدم هاي مهمّي كه به تنهايي كاري نمي توانند بكنند دور هم جمع مي شوند تا با همديگر بتوانند تصميم بگيرند كه كاري نمي توان كرد.