کدام یک از ما تا به حال برای خانم هایمان نامه نوشته ایم؟

این سؤالی بود که يكي از مديران مياني سازمان مطرح كرد. يحث درباره مستندسازي بود و اين مدير با تجربه به اين نتيجه رسيده بود كه مشكل عدم انجام مستندسازي كافي در سازمان مشكلي است فرهنگي و عميق. او ادامه داد:

خارجي ها از بچگي اينطور بزرگ شده اند كه بنويسند. در ايران ما فرهنگ نوشتن نداريم چون از بچگي در مدرسه هايمان به ما ياد ندادند. امّا تا دلتان بخواهد دوست داريم صحبت كنيم!

اين مدير وقتي كارمندان يك سازمان اروپايي را با كارمندان خود مقايسه مي كرد اين مشاهدات را انجام داده بود. وقتي به كارمندان سازمان گفته بودند «مستندسازي كنيد» كميت و كيفيت گزارشات راضي كننده نبود. جالب اينجا بود كه همان كارمندي كه درباره موضوع X به اندازه ۵ صفحه بيشتر نتوانسته بود گزارش بنويسد، مي توانست به اندازه ۱۰۰ صفحه درباره همان موضوع و همان گزارش حرف بزند!

ما نمي توانيم براي افراد ۲۵-۳۰ ساله كلاس آموزش نوشتن بگذاريم.

نه تنها كسي علاقه ندارد و استقبال نمي كند، بلكه اگر هم بكند اين مهارت چيزي نيست كه با چند جلسه كلاس آموزشي به دست بيايد. آدم بايد از بچگي اينطور بار آمده باشد.


آقاي عليرضا مجاهدي از پاسخ شما در نظرتان درباره پست قبلي متشكرم. چرا شما فكر مي كنيد كه فرهنگ از طريق ساختار سلسله مراتبي سازمان منتقل مي شود؟ يعني يك مدير فرهنگ مديران زيردستش را تغيير دهد و آنها هم فرهنگ افراد زيردستشان را؟! مثلاً در مثال فوق كافي است مدير ارشد به مديران مياني مستندسازي ياد بدهد و آنها هم به افراد زيردستشان؟!

البته بگذاريد تند نرويم و كمي درباره صحبت هاي هر دوي ما فكر كنيم. الان كه فكر مي كنم مي بينم هم شما راست مي گوييد هم من. واقعاً بعضي مسائل فرهنگي عميق از طريق ساختار سلسله مراتبي و دستوري منتقل نمي شوند. اما همه مسائل فرهنگي هم آنقدر عميق نيستند. ضمن اینکه بعضی مسائل فرهنگی آن چنان به مسائل کاری و وظیفه کاری افراد نزدیک هستند که واقعاْ از طریق ساختار سلسله مراتبی هم می شود روی آن تأثير گذاشت. مثلاً اينكه صبح سر وقت سر كارمان حاضر شويم. اگر قرار باشد كه در صورت عدم پيروي از اين موضوع حقوقمان كم شود و اين موضوع جزو وظايف كاري ما محسوب شود واقعاً به شكل دستوري مي توان تأثيرگذار بود.

عميق بودن قضيه مهم ترين پارامتر در تعيين ميزان توانايي تأثيرگذاري مدير است. اگر مسئله چنان عميق باشد كه از تربيت نادرست در طول زندگي نتيجه شده باشد و در جامعه به صورت اپيدمي يا حتي ايده اولوژي درآمده باشد اين عميق ترين نوع مشكل فرهنگي است و كار مدير نيست كه آن را تغيير بدهد. اما در مورد مسائل سطحي تر مي توانم تصور كنم كه يك رهبر می تواند تأثيرگذار باشد.