در نوشته قبلی وبلاگ درباره اهدافم نوشته بودم و لينک داده بودم به نوشته دو سال پيش که يکی از اهدافی را اين گونه نوشته بودم:

درک اینکه دنیا دست کیه!؟

می خواهم سر در بیاورم که دنیا دست کیه؟! افراد قدرتمند و با نفوذ دنیا چه کسانی هستند؟ افکار عمومی در کشورهای مختلف جهانی چگونه است؟ مردم کشورهای مختلف چه فرهنگی دارند و چگونه زندگی می کنند؟ اقتصادهای مختلف چه وضعیتی دارند و چگونه در کنار هم اقتصاد جهانی را تشکیل می دهند؟ ریشه مشکلات اصلی جهان فعلی به کجا برمی گردد؟ چرا هنوز جنگ در جهان وجود دارد؟ چرا ادیان مختلف با هم دعوا دارند؟ چرا دموکراسی و کاپیتالیسم خوب کار نمی کنند ولی گزینه های دیگر هم خوب کار نمی کنند؟ البته مسلماْ درک این چیزها بیشتر از دو سال طول می کشد!

يکی از دوستانم که از بحث با او بسيار لذت می برم درباره اين هدفم نظر مفصلی نوشته و علاقه مند است تا نظر ديگران را هم درباره آن بداند. از آنجا که آن نظر را در مطلب دو سال پيش نوشته من آن را يک بار ديگر اينجا می آورم تا خوانندگان عزيز هم راحت تر آن را ببينند و بتوانند نظر بدهند. خودم هم ادامه گفتگويم را با اين دوست عزيز در مطلبی جداگانه می نويسم. نظر وی در زير می آيد:

 


سلام
در مورد هدف جديد شماره 3 خوشحال مي شوم بتوانم کمکي کنم و در رسيدن به پاسخ کمک کنم.
البته دنيا در کوتاه مدت فعلا دست صهيونيستهاست ولي در بلندمدت دست خداست.
البته الان دست خداست ولي خداوند بنابر دلائلي تا روز قيامت به انسانها اجازه داده که هر غلطي دلشان مي خواهد در اين دنياي پست بکنند و به همين خاطر ما در ظاهر فکر مي کنيم دنيا دست اين يا آن قدرت است.
افراد با نفوذ هم اول بايد مشخص کنيد منظورتان چه نوع نفوذي است؟ اگر نفوذ مادي و دنيوي است که سرمايه داران يهودي هستند که جاهاي مهم و تاثيرگذار دنيا مخصوصا رسانه هاي جمعي مثل سينما تلويزيون و روزنامه و اينترنت تحت نفوذ آنهاست. اگر منظورتان نفوذ معنوي مانند نفوذ امام خميني است که يک کلام به مردم گفت برويد جبهه و مردم با کله رفتند و چندصدهزار نفر از آنها کشته شد، اين نفوذ براي دوستان و نزديکان خداست.
افکار عمومي در کشورهاي مختلف مختلف است ولي با چندتا مخصوصا چين و چند کشور اسلامي که من ارتباط دارم از نظر سياسي شباهتهايي دارند که همه از تلويزيونهايشان تاثير مي گيرند و مسلمانها را تروريست مي دانند و يک روحيه ضدآمريکايي هم در کشورهاي مخصوصا چين و اسلامي هست. تفکرات ديگر مثل تفکرات فرهنگي و روسوم و سنن که خيلي زياد است و فکر نمي کنم عمرت کافي باشد حتي فقط چين را مطالعه کني.
وضعيت اقتصادها هم از آمار و رشدهاي آن مشخص مي شود. الان چين و هند رشد عجيبي دارند و آمريکا الان بيست تريليون دلار به چين بدهي دارد که کم کم دارد به يک اهرم به فشار بر آمريکا تبديل مي شود و حتي احتمال و صحبت جنگ آمريکا و چين هم در چين مطرح است. و الان 11 کشور جهان اقتصادهاي صنعتي نوظهور هستند که ايران يازدهمي است و برزيل و آرژانتيم و .. هستند. به هر حال هر کشوري به فکر منافع خودش است و رفابت شديد است و قيمت مواد غذايي هم در دنيا به شدت در حال افزايش است.
مشکلات جهان فقط در زمين (دنيا) است و بقيه قسمتهاي جهان مشکلي ندارند. و ريشه مشکلات فعلي و قبلي و آينده دنيا شيطان (نفس اماره) انسان است که انسان را وسوسه مي کند به پول و شهوت و قدرت و دنيا و ديگر حقه هاي شيطان و باعث مي شود انسانها به قلب خود گوش ندهند و عدالت و حق را زير پا بگذارند و براي رسيدن به اين وعده هاي شيطان (پول زمين شهوت قدرت و… ) به هر خلاف و جنايت و جنگي دست بزنند.
دليل وجود جنگ همين دليل بالاست (نفس و شيطان) و گوش ندادن به حرفهاي خداوند (قرآن و پيامبران)
دموکراسي و کاپيتاليسم هم براي اين کار نمي کنند که اساسا توليد شده توسط بشر هستند و براي زندگي بشر نسخه مي پيچند. انسان موجود بسيار عجيبي است که فرشتگان خداوند هم نتوانستند آن را بشناسند و متشکل از يک بدن و چهار روح است و بشر فعلي هنوز بدن آن را هم نتوانسته تا حد قابل توجهي بشناسد (مثلا بيماري هاي بسياري مثل سرطان و ايدز و مرگ و خيلي بيماري هاي ديگر هنوز درماني برايش توسط بشر يافت نشده). حالا تازه روح انسان پيشگش. خوب بشري که حتي بدن خودش را هم نمي شناسد معلوم است وقتي بخواهد براي زندگي بشر نسخه بپيچد اين نسخه ناقص خواهد بود و نتيجه نخواهد داد. تنها کسي مه مي تواند براي يک روبات دستورالعمل بدهند سازنده آن است و تنها کسي هم که مي تواند براي انسان نسخه زندگي بدهد سازنده آن يعني خداوند است که در عصر هر پيامبري يک دين را براي مردم آن پيامبر داده و براي مردم آخر زمان دين اسلام را توسط آخرين پيامبر خود که بهترين پيامبر و کاملترين دين است را فرستاده. و دين اسلام هم متاسفانه فرصت پيدا نکرده که بصورت کامل در دنيا اجرا شود والا اگر اجرا شود قطعا مناسب خواهد بود. البته هر آنچه که يک کشور به ظاهر اسلامي ارائه مي دهد لزوما همان الگوي زندگي که خداوند فرستاده نيست. و اسلام بايد بطور کامل اجرا شود تا بشر به خوشبختي و راحتي و رفاه برسد.

خوشحال مي شوم اگر در مورد اين جملات نظري يا سوالي داريد در همين جا بنويسيد تا بصورت منطقي و بدور از هر گونه تعصب بتوانيم در رسيدن به حقيقت موفق باشيم. چون زندگي ما محدود است و دکمه برگشت ندارد و اگر اشتباه زندگي کنيم و اگر بهشت و جهنم باشد و ما به آن توجه نکرده باشيم وقتي جان به گلو برسد (خروج روح از بدن هنگام مرگ از نوک پا شروع مي شود و نهايتا روح از گلو و دهان خارج مي شود) پيشمان مي شويم و آب رفته به جوي باز نمي گردد.

نوشته شده توسط سيد روح الله احمدی در اول فوريه 2011